.

۱۳۸۹/۰۳/۲۳

پست چهاردهم

ای لعنت به هرچی امتحانه. پس چرا دیروز کتک نخوردیم؟

۱۳۸۹/۰۲/۳۰

پست سیزدهم - دعوا

تو که نمی تونی خودتو کنترل کنی گه می خوری وقتی عصبانی ای دست به گوشی می زنی. خجالت هم خوب چیزیه بابا. گند زدی به همه چی. خوبه؟
پ.ن. من خیلی سعی کردم این گندی که زدم درستش کنم و ثابت کنم به اون چیزایی که گفتم واقعا اعتقاد ندارم.

۱۳۸۹/۰۲/۲۱

پست دوازدهم - از دانشگاه

ماکسیمم سوئینک، تقویت کننده توان، کی وی ال (KVL)، کی سی ال (KCL)، فوریه، انتگرال نامعین، سیگنال های گسسته، پیوسته، ... 
همشون یه مزخرفن.
آهای کسی که واسه کنکور می خونی.... این تازه اول راهه.
وقتی می رسی سال دوم دانشگاه و می بینی هم کلاسی هات دارن کتاب تست ارشد می خرن، رسما دپ می زنی.
کی می دونه چند سال دیگه بازار کار چی جوریه؟ وقتی تدریس یارت که دو تا گرایش رو هم خونده می اد و می گه بیکاره به چه امیدی ادامه بدی؟
بدون بند "پ" کسی به هیچ جا نمی رسه تو این مملکت خره به در.
اگه هم رسیده یحتمل خیلی شاخ بوده. (:دی)
بی خیال بابا.
فاز دانشگاه یه چیز دیگه ایه.
زندگی تو بکن دادا.
نه تو می تونی نه من.
ولی با یکی طرفی که به کم راضی نمی شه. اینه خلاف جهت آب شنا کردن.

پ.ن. پاک کن اون اس ام اس هاتو. این باکست پره. اس ام اس هام دلیور نمی شن.
پ.پ.ن. دلم واست تنگ شده.

۱۳۸۹/۰۱/۳۱

پست یازدهم

شاید بشه گفت فعلا یه چند روزی راحت شدیم.
البته فقط شاید. کی می دونه؟ تازه شاید این اول بدبختیه. کلا هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. زدیم تو کار داستان کوتاه خوندن داستان کوتاه.
از سیگنال خوندن حالش بیشتره. خبر مرگمون قراره مهندس بشیم. مثلا......

۱۳۸۹/۰۱/۳۰

پست دهم

چرا یه سری ها کلا نمی فهمن؟
یا مثلا چرا یه سری آدم ها واقعا بی شعورن؟ البته یه سری های دیگه هم هست که کم شعورن. نه اینکه کلا شعور نداتشه باشن. دارن، ولی کم.

پست نهم

جدا این پست ها ارزش نظر دادن نداره ها.
دلمون خوشه وبلاگ داریم

پست هشتم

بسه دیگه.
چرا تموم نمیشه؟
خسته شدم به خدا.